ايندفعه ميخوام شعر بنويسم
اي آنکه ميگويي به من: پرواز کن! پرواز کن!
پس خود بيا لطفي کن و باب قفس را باز کن
عشقت پر پرواز من، زندان من شد آز من
قفل دلم را باز کن، آزادم از اين آز کن
اي خالق و معبود من، اي شاهد و مقصود من
مهرت به تار و پود من، لطف نهان ابراز کن

حقير: يک طلبه