سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
سلام خدا

جوابیه

جمعه 87 شهریور 1 ساعت 12:34 صبح

اگر چه دأب و روش من این نیست که محیط وبلاگ را محل زد و خورد لفظی کنم بلکه اینجا را محیطی میبینم که هر کس هر چه را دلش احساس کرد که میطلبد بنگارد و به رؤیت همگان بنهد. ولی نمیدانم خواسته یا ناخواسته وارد این بازی شدیم و مطلبی را نگاشتیم  که به مذاق برخی ناخوشایند آمد. افرادی که سال به سال به وبلاگ اینجانب سری نمیزدند ولی نمیدانم چرا این مطلب آنقدر برای آنان مهم بوده است که آنان را به واکنش واداشته است. اگر چه مطلب خویش را مطالبی حق میدیدم و هنوز هم پایبند به آنم.
به هر حال چون ایام، مناسب ولادت مهدی صاحب الزمان علیه السلام بود و همگان درباره آن حضرت مطلب مینوشتند من هم همانند دیگران دلنوشته‌ای نوشته و به منصه ظهور گذاشتیم ولی ظروف ما را بر آن داشت قدری مطلب را بشکافیم چرا که با توجه به نزدیک شدن ایام ماه مبارک رمضان و نبودن حقیر در طول این یک ماه مطالب سرد و بیات خواهد شد. 
البته حقیر در مطلب گذشته قصد جسارت به شخص یا گروهی را نداشتم و فقط درد دلی بود با امام خویش و اگر بعضی به خود گرفتند باید از خود بپرسند.

در روز آخر نمایشگاه طلعه ظهور که در قم برپا بود توفیقی دست داد(!) تا لحظات کوتاهی از این نمایشگاه بازدیدی بنماییم و وقتی نگاهی به نمایشگاه داشتم متوجه شدم 2 چیز درباره حضرت در این نمایشگاه به چشم میخورد:
               1) ظهور                   2) رؤیت حضرت

چرا نمی‏خواهیم باور کنیم که مسأله چیز دیگریست؟ چرا نمیخواهیم باور کنیم که راه را بیراهه میرویم؟ چرا همه جا و همه کس صحبت از ظهور امام زمان میکنند ولی به ندرت صحبت از معرفت آن حضرت است.
مگر نه این است که من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیه ( هرکس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد همانند اعراب جاهلی بدون هیچ دین و ایمانی مرده است) وآیا معرفت فقط در زمان ظهور است؟
مگر نه این است که غیبت هم یک سنت الهی است؟
مگر نه این است که غیبت هم یک فتنه الهی است؟
مگر نه این است که غیبت از اسرار الهی است؟
آیا با ظهور مشکلات ما حل خواهد شد؟
آیا با رؤیت ظاهری مشکلات برطرف خواهد شد؟
اگر حل میشد چرا برای امثال ابوجهلها و ابوسفیانها و ابن‌ملجم‌ها و معاویه‌ها و یزدیان نشد؟
چرا بار سفر می‏بندیم و چهل هفته در سرما و گرما به خود وظیفه میکنیم که به مسجد مقدس سهله یا جمکران برویم تا حضرت را ببینیم؟ 
اگر با او باشیم، چون در یمنیم  پیش اوییم و اگر در پیش او باشیم ولی با او نباشیم در یمنیم. 
آیا در زمان ظهور در کنار اوییم یا در مقابل او؟
مگر نه این است که در زمان ظهور بسیاری از مراجع زمان به مقابله با او برمیخیزند؟

 آری با خون به دل آقا کردن و دعای فرج و ندبه خواندن مشکل حل نمیشود. حقیر به مناسب وظیفه‌ای که دارم هنگامیکه بین جوانان در مدارس یا جای دیگر حاضر میشوم هنگامی که از من میخوانند که درباره امام زمان و علائم ظهور صحبت کنم به آنان گوشزد میکنم که آیا شما تضمین میکنید که در زمان ظهور زنده‌اید که دنبال علائمید؟ و در ثانی چه فرق میکند که بدانیم یا ندانیم؟ اصل، بودن با آقاست و بس!
نکند ما هم همانند آن مرد صابونی باشیم که به ما نهیب زده شود: رُدّوه! انّه صابونی! 

در اینجا لازم میبینم مطلبی از استادم روحی فداه نقل کنم: ایشان میفرمودند: در ایام نوجوانی وقتی خدمت آیه حق مرحوم حداد سلام الله علیه رسیدم از ایشان خواستم دستوری بدهند تا بتوانم حضرت را مشاهده نمایم. ایشان به من فرمودند: عزیزم! دیدن ظاهری دردی را دوا نمیکند به فکر معرفت باش! در عین حال اگر میخواهی، بیا! این ذکر را چهل روز بگو ایشان را میبینی. که استاد فرمودند: ما هم فکر کردیم حق با ایشان است ذکر را رها کردیم.
حال، مرحوم حداد که بود؟ کسی بود که ذکر روزانه‌اش یا صاحب الزمان بود. و وقتی از ایشان سؤال شد آیا شما حضرت را دیده‌اید فرمودند: کور است چشمی که صبح از خواب برخیزد و امام خویش را نبیند.
آیا این دیدن دیدن ظاهری است؟ هیهات!!! 

پس بدانیم دور کردن خود و دیگران از مقام امامت و پرداختن به مسائل دیگر ظلمی بس عظیم و نابخشودنی. حال به هر عنوان که میخواهد باشد. یا پرداختن به لهو و لعب یا خواندن دعای فرج و طلب و اصرار بر ظهور حضرت.
به قول امام صادق علیه‌السلام: قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم: اشرار علماء امتنا المظلون عنا، القاطعون للطرق الینا.( بدترین علما امت ما دور کنندگان خلقند از ما و قطع کنندگان راههای بسمت ما)
نمایشگاه و اردو  وغیره در راستای تقویت نفس اگر باشد جز ظلمت چیزی نیست.
امام علیه السلام ضریح جدید نمیخواهد. آیا با نبودن ضریح جدید یا گنبد و بارگاه باکلاس‏تر مشکلی ایجاد میکند؟

همین است که خدا برکات آسمان و زمینش را از ما میگیرد. و وقتی از حضرت استاد سؤال شد درباره خشکسالی، ایشان فرموده بودند تمام اینها به خاطر دور شدن از مقام امام علیه السلام است.

البته این بدین معنا نیست که برای ظهور دعا نکنیم. مگر میشود امام ظاهر نفعی نداشته باشد. همانطور که امام در غیبت به خورشید پشت ابر تشبیه شده است که همگان از او نفع میبرند. خورشید زیر ابر با خورشید ظاهر تفوتهایی دارد. ولی اصل چیز دیگریست. دعای برای فرج دعای برای فرج خودمان است. او همه جا حاضر است ماییم که غایبیم. 

و اما عزیزانی که به مطلب اردوی طلبگی معترض بودند باید بگویم یک اردوی تفریحی با یک اردوی به نام امام زمان و نمیدانم هر چیز دیگر شرایط و عمکردش فرق میکند. آنکه عده‌ای را جمع میکند و به منطق جنگی میبرد چه چیز را دنبال میکند؟  در کجای تاریخ داریم که ائمه سفارش کنند به دیدن مناطق جنگی خیبر و احد و صفین و نهروان و... بروید؟ شهدای ما اگر عزتی دارند به خاطر سید و سالارشان حسین بن علی است؟ وگر نه در تمام عالم خیلی ها کشته میشوند آیا باید به دیدن آنان رفت؟ آری شهدای ما که قطعا جایشان در بهشت و عند ربهم یرزقونند راضی نیستند که خود مطرح شوند بلکه باید هدفشان را دید چه بود؟ 

آری! به قول فرمایش اما رضا علیه السلام: یابن الشبیب! ان کنت باکیا فابک علی الحسین! چرا؟ چون گریه بر سید الشهدا دل را رقیق و محل نزول ملائکه میکند.

خلاصه کلام همه ما فردای قیامت مشمول این آیه خواهیم شد که: وقفوهم انهم مسؤولون! صحبت زیاد است و ... 

 در پایان خداوند را به ولی زمانش قسم میدهیم که دلهای ما را  به نور ایمان و معرفت روشن نماید و ما را از ظلمت جهالت به نور علم هدایت نماید.

اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فیها من الدعاه الی طاعتک و القاده الی سبیلک و ترزقنا بها کرامه الدنیا و الاخره


حقیر: یک طلبه

یادداشت موقت



سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

<>